
مستند سرزمین گمشده ساخته وحید موسائیان، فیلمی است که در جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۶ جایزه اول را از آن خود کرد. موسائیان در این فیلم دفتر تاریخ را ورق زده است. پایان جنگ جهانی دوم و هنگام ترک ایران توسط نیروهای متفقین. فیلم زمانی را به تصویر میکشد که سربازان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به هنگام ترک ایران، در آذربایجان احساس خستگی کردند و برآن شدند که مدتی در آن دیار به استراحت بپردازند. دولتی هم تاسیس شد به ریاست جعفر پیشهوری و اعلام خودمختاری کرد و ......... حمله نیروهای دولتی، وقایع ۲۱آذر سال ۱۳۲۴ را موجب شد و کسانی که به نوعی خود را در معرض خطر دیدند تصمیم به مهاجرت به شوروی گرفتند. چه سربازان، چه اعضای فرقه دموکرات آذربایجان و چه کسانی که به قول اتابک فتح الله زاده که خود نیز به گونه ای در بعد از انقلاب سرنوشتی چون بازیگران این فیلم دارد و نویسنده کتاب افشاگرانه "خانه دایی یوسف"، مانند رجب به دنبال خر خودشان ازمرز گذشتند. این عده که حدود سی هزار نفر بودند در طی سه روز که مرز گشوده بود از کشور خارج شدند. اینان هرگز به میهن باز نگشتند. چرا که یا به اراده خود در آنجا ماندند و یا اگر تصمیم به بازگشت گرفتند توسط دولت شوروی به جرم ورود غیرمجاز، به سیبری هدایت شدند. کسانی چون، اسد مستوفی، حاجی کاتب، کریم زینالی و سیدرضی غریبی آذر.
موسائیان در فیلمنامهای از خودش گوشهای از مصائب این عده را به تصویر کشیده است. کسانی را که در تصویر میبینید پیدا کرد و با آنها به گفتگو نشست. فیلم به سبک زیبایی که قبلن هم به گونهای، نظیرش را در "جمعه سیاه" امیرنادری دیدهایم، ساخته شده است. فیلم ساز در دیالوگهای فیلم به شکل استادانهای در کنار ایستاده و گویی خود نیز تماشاگری است که پایان داستان را نمی داند. در نماهای بسیاری چنین به نظر میرسد که بازیگران با یکدیگر به بحث پرداخته اند. بحثی گاه در تایید گفتار پرسوناژ قبلی و گاه در دفاع از آن چه که برای ثبت و داوری تاریخ بیان میکنند. که این دومی بیشتر به گفتار امیرعلی لاهرودی مسئول فعلی فرقه دمکرات آذربایجان برمیگردد که به آرامی و شمرده از روی متن از قبل آماده کرده ای میخواند و تقریبن تمامی گفتار دیگران را انکار میکند.
فیلم در نماهای آغازین و در هنگام معرفی بازیگران تاریخیاش، ضربآهنگ تندتر و دلنشینتری دارد و چنین به نظر میرسد که قرار است دریچهای بر باغی به قول اخوان ثالث، بسیار درخت در برابرت گشوده شود که نمیشود. هرچه جلوتر میرویم واقعیت را سیاهتر و تیرهتر میبینیم. دیالوگهای پایانی فیلم به ویژه آنجا که دکتر غریبی آذر و بابک امیر خسروی گوشههای واقعه را میشکافند طولانی تراست و ناگزیر.
تنهایی مردانی که سرزمین خود را گم کردهاند غم انگیز است. به ویژه تنهایی آرام بابائیان که سالهاست دچار سکته مغزی هم شده و در سکوت کامل ساعتها بی حرکت به نقطهای خیره میشود و همسر روساش میگوید:
"دلم برایش میسوزد. نمیدانم در درونش چه میگذرد. همیشه نوید رفتن به ایران و شهرش را میداد. ولی اکنون که میتوانیم برویم، نه اینکه فقیر باشیم ولی برای رفتن به ایران پول نداریم."
فیلمبرداری شهریار اسدی در جاییکه نیاز به کمی آرامش روحی داریم به یاریمان میآید و چشم نواز است. فریدون شهبازیان با انتخاب درست و به جای موسیقی مللی چون قرقیزستان، روس، آذربایجان.... و چند قطعهای که خود بر فیلم نوشته، گوشهای از بار دشوار کار را بردوش دارد.
سرزمین گمشده، در میان مستندهای ماندگار تاریخ سینمای اندیشمند ایران جایگاه بالایی را به خود اختصاص داده است.
از وحید موسائیان باز هم خواهیم نوشت. وقتی مستند دیگری که اینروزها در حال ساخت آن است را ببینیم. مستندی در باره موسیقی محلی جنوب ایران.
***
برای کسانی که فیلم را ندیده اند بازیگران را معرفی می کنم. تصویر پیوست از بالا به پایین:
۱– دکتر جهانشاهلو افشار، معاون نخست وزیر در دولت فرقه دموکرات.
۲– اسد مستوفی، سرباز فرقه دموکرات و زندانی سیبری، یک سال پس از مهاجرت.
۳– حاجی کاتب، سرباز فرقه دموکرات و زندانی سیبری، یک سال پس از مهاجرت.
۴– عبدالعلی یوسفی عضو سابق فرقه دموکرات.
۵– کریم زینالی، سرباز فرقه دموکرات و زندانی سیبری، یک سال پس از مهاجرت
۶– آرام بابائیان، عضو سابق فرقه دموکرات.
۷– امیرعلی لاهرودی عضو فرقه دموکرات و مسئول فعلی فرقه.
۸– دکتر سیدرضی غریبی آذر، افسر فرقه و محکوم به ۱۰سال زندان در سیبری.