درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

فریدا  (****)

پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390

 

 

 فریدا  

کارگردان : Julie Taymor

 نویسنده گان : Hayden Herrera _ Clancy Sigal  

بازیگران : Salma Hayek - Afred Molina - Geoffrey Rush  

 موسیقی : Elliot Goldenthal  

 

من سورئالیست نیستم - این درست نیست . من هرگز رویاها را نقاشی نکردم .  

آنچه که من نقاشی کرده ام واقعیت خودم است .  

 

این جمله ی معروفیست از فریدا - نقاش مکزیکی که فیلم فریدا با بازی سلما هیاک _ هایاک _

در نقش  او ساخته شده است . فیلم را نمی توان یک  بیوگرافی معمولی دانست که در مورد زندگی یک نقاش ساخته شده است .. به نظر میرسد که سازنده ی فیلم با نگاهی به نقاشی های فریدا این فیلم را ساخته و نه فقط زندگی او .  

 

داستان فیلم در نوجوانی او آغاز میشود وقتی که سوار بر یک اتوبوس شهری  دچار یک تصادف بسیار شدید می شود .. صحنه های بسیار خوش ساخت و slow motion به شکلی اتفاق می افتند که انگار خواب می بینیم .. جالب اینکه غباری طلائی  صحنه  تصادف را می پوشاند که منشا کاملا واقعی دارد و این وفاداری کارگردان _ یا نمی دانم سناریست _ را نشان میدهد به فریدا که گفته بود  

رویاها را نقاشی نمیکرده .  

 

در این فیلم با جسارت و عشق شدید او به زندگی آشنا می شویم . با مبارزه ی او برای نه تنها زنده ماندن و زندگی کردن که با عشق زندگی کردن و یک نقاش بودن . یک نقاش بسیار متفاوت که اگرچه با یک نقاش معروف ازدواج کرد _  آلفرد مولینا در نقش دیه گو ریورا _  اما استقلال شخصیت عجیب او باعث شد که از شوهر معروف خود نیز معروفتر شود . 

 

در فیلم اشاره ای نیز هست به ارتباطات خاص او با زنان که این نکته در زندگینامه ی او نیز هست . همچنین ارتباط عاشقانه اما کوتاه مدت او با تروتسکی _ که در فیلم بدون اسم اصلی ظاهر میشود _  

 

موسیقی فیلم که خوشبختانه به شکل سی دی هم در دسترس است بسیار زیباست و به نظر من بسیار هماهنگ و تاثیرگذار . 


یادداشتی بر کتاب "فریدا" را در "کتاب هایی که می خوانیم" می توانید ببینید.

 

برای اطلاعات بیشتر در صورت علاقه .

 

http://www.imdb.com/title/tt0120679/

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خداحافظ بوتیمار  (حاشیه ها)

پنجشنبه 29 دی ماه سال 1390


بوتیمار

1311-1390


عبدالله بوتیمار بازیگر و دوبلور قدیمی سینمای ایران رفت.

نقشی که از او در ذهنم هست، مربوط است به فیلم دلهره. ساخته ساموئل خاچکیان.

یاد و خاطره اش گرامی باد.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

طهران تهران  (***)

سه شنبه 27 دی ماه سال 1390

 

فیلم طهران تهران از دو اپیزود تشکیل شده ، اپیزود اول طهران با رسم الخط قدیمی کار داریوش مهرجویی کارگردان قدیمی تر و  اپیزود تهران کار مهدی کرم پور کارگردان جوانتر می باشد. اپیزود

 سوم را قرار بود مرحوم سیف الله داد بسازد که عمرش کفاف نداد. فیلم به وی تقدیم شده است. 

طهران مهرجویی با خراب شدن سقف یک خانواده چهار نفره در لحظه تحویل سال آغاز می شود ولی باقی داستان روایت غم انگیزی ندارد خانواده "نجیب" تصمیم می گیرند با تورهای تهران گردی که شهرداری تهران برای شهروندان تهرانی مهیا کرده به گشت و گزار در تهران بپردازند و همین سبب آشنایی این خانواده با چندین پیر مرد و پیر زن مرفه می شود و همسفر می شوند. 

 فیلم که به سفارش شهرداری تهران ساخته شده تهران را شهری زیبا و تمیز بدون دود و ترافیک و گدایان سر چهار راه و سر و صدای همیشگی شهر به تصویر می کشد تصویری که البته  اگر تعطیلات نوروز را در تهران گذرانده باشید خیلی هم دور از ذهن نیست. همراه این مسافران که شوید اطلاعاتتان در مورد تهران بیشتر می شود .فیلم با نگاهی خوش بینانه بدون به تصویر کشیدن فاصله طبقاتی ، نمایش حسی انسانی و  با پایانی خوش تمام می شود شاید این روایت واقع بینانه ای نباشد ولی بد نیست گاهی حداقل بر پرده سینما آن را ببینیم.   

اپیزود دوم ، تهران سیم آخر،  شهری است واقعی تر با فضاهایی که برایمان آشنا ترند . داستان لغو شدن کنسرت موسیقی تعدادی جوان است و درگیریهایی حکومت با آنها.  فیلم خود را درگیر پرداختن به داستان نمی کند کلیتی مطرح می شود و بسته می شود بازیها چندان قوی نیست و زیاد به دل نمی نشیند بر عکس اپیزود اول که بازی خوب پانته بهرام بیننده را جذب می کند.  

سکانس داخل زور خانه به شدت مصنوعی با دیالوگی ضعیف است نه مامور حکومت حرف قانع کننده ای دارد و نه جوان نسل امروز، هیچکدام نمی توانند به واقع نماینده این دو نسل درگیر  باشند و بغضهای نهفته شده را بیان کنند ، سکانسی که می توانست کل این اپیزود را تحت تاثیر بگذارد متاسفانه حرام می شود.  

موسیقی پایان اپیزود دوم به نظرم تنها حسن آن است و باعث می شود که تماشاگر با حس خوبی سینما را ترک کند.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

گلدن گلاب برای جدایی نادر از سیمین  (حاشیه ها)

دوشنبه 26 دی ماه سال 1390

جدایی نادر از سیمین. اصغر فرهادی گلدن گلاب

 

دقایقی پیش، اصغرفرهادی جایزه ی گلدن گلاب را برای فیلم جدایی نادر از سیمین دریافت کرد.

 

اصغر فرهادی و پیمان معادی جدایی نادر از سیمین گلدن گلاب

 

پیمان و اصغر 

بعد از دریافت گلدن گلاب

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خدا حافظ ایرج  (حاشیه ها)

جمعه 23 دی ماه سال 1390


ایرج گرگین


ایرج گرگین، پیشکسوت رسانه ای ایران، صبح جمعه در سن ۷۷ سالگی  در آمریکا در گذشت.
ایرج گرگین از روز یکشنبه اول ژانویه در بیمارستانی در ایالت ویرجینیا بستری شده بود.
ایرج گرگین از حدود شش سال قبل با سرطان دست و پنجه نرم می کرد.
وی کار در رادیو ایران را از سال ۱۳۳۷ آغاز کرد و یکی از برجسته ترین گویندگان تاریخ رادیو ایران بود.
در اوائل دهه ۱۳۴۰ تاسیس « برنامه دوم رادیو تهران » و سرپرستی آن به وی واگذار شد .این رادیو به پایگاهی برای معرفی هنر و ادبیات جدید ایران، تئاتر و موسیقی جهان و برخی مباحث تاریخی و اجتماعی تبدیل شد.
از سال  ۱۳۵۵ و با تقسیم تلویزیون ایران به دو شبکه، مدیریت شبکه دو به او واگذار شد.





del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خدا حافظ حیدر  (نوستالژی)

شنبه 14 آبان ماه سال 1390

 

   

 ۱۳۹۰-۱۳۰۳

صدای حیدر صارمی خاموش شد. 

 

در آن زمان هایی که اکنون دیگر بسیار از آن دورم، نام حیدر صارمی برابر بود با صدای جانی دالر. کاراگاهی در یک سریال نیم ساعته رادیویی. برنامه با صدای زنگ تلفن شروع می شد. درینگ.... درینگ..... و بعد صدای حیدر صارمی: الو.... ارادتمند.. جانی دالر.....

نمایشنامه اجرا می شد و در پایان جانی دالر جنایتکار را معرفی می کرد. سپس گوینده ای می پرسید: کاراگاه چگونه جانی را شناسایی کرد؟

با توجه به آن چه که در طی نمایشنامه گذشته بود، شنوندگان می بایستی دلیل جانی دالر را تشخیص می دادند و آن را در نامه ای به رادیو می نوشتند. یک نفر به قید قرعه برنده اعلام می شد. جایزه هم معمولن یک ساعت مچی گالو بود. 

مدت ارسال این نامه ها دو هفته بود. که مثلن نامه در این مدت به رادیو برسد. ولی آنروزها نامه گاه بیش از این ها در راه بود. هرگز کسی نمی فهمید که نامه اش به میدان ارگ رسیده یا نه. مگر این که برنده می شد.

صدای جاودانه حیدرصارمی بازیگر این نقش خاموش شد.  

با این که در چند فیلم سینمایی هم بازی کرد ولی من فقط او را با صدایش به یاد دارم. با این که همه ی آن فیلم ها را هم دیده ام.

وی بنا به آن چیزی که امروز در روزنامه ی اعتماد دیدم اولین کار هنریش را حدود هفتاد سال پیش ینی سال 1322 در تئاتری در گیلان شروع کرد. نمایشنامه آرایشگر سیویل.

درست دیدید.

هفتاد سال پیش.

تئاتر.

گیلان.

گیلان این روزها تئاتر دارد؟ 

 ***

عکس را از وبلاگ نوشته هایی برای گفتن برداشتم. برای دانستن بیشتر در باره این بازیگر به همان جا بروید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

تبرئه  (حاشیه ها)

یکشنبه 27 شهریور ماه سال 1390



آنچه در جشن سینمای ایران بین محمود و اصغر گذشت، به نقل از دوربین:


البته قبلش چیزی نامربوط بنویسیم که جدایی نادر از سیمین بخت نخست دریافت جایزه ی اسکار هم، روانه ی این جشنواره شد.


اولین حضور اصغر فرهادی برای دریافت جایزه با آمدن محمود دولت‌آبادی نویسنده مشهور بود. حضور محمود دولت‌آبادی و فرهاد توحیدی روی صحنه برای اعطای جایزه بهترین فیلمنامه اصلی با تشویق همراه شد و این تشویق‌ها زمانی اوج گرفت که نام اصغر فرهادی برای دریافت جایزه نگارش فیلمنامه «جدایی نادر از سیمین» مطرح شد. دولت‌آبادی بعد از اعطای جایزه به فرهادی از متنی گفت که برای این مراسم نوشته بود و از رو آن را خواند. او از سهراب شهید‌ثالث به عنوان نخستین مبتکر سینمای ایران، ‌ابراهیم گلستان، عباس کیارستمی، ‌امیر نادری، ناصر تقوایی، ‌بهرام بیضایی و... یاد کرد. اما یکی از بهترین ستایش‌ها از اصغر فرهادی در این متن بود: «و سرانجام هم‌اکنون شوق اندیشنده بیشتری آرزو می‌کنم برای اصغر فرهادی. خوب است، امیدوار باشیم که او بتواند به سنجیدگی در خود بنگرد و با وقوف به اینکه اثر او میانگین درست و دقیق از ضدین سینمای ایران و متفاوت بودن با سینمای عام است، درست میان جا باقی بماند. میانه‌گرایی هم پندی است که ما از آموزگار حکیم خود ابوالقاسم فردوسی آموخته‌ایم و البته این میانه‌گرایی آسان نخواهد بود.» فرهادی هم با اشاره به اینکه برای حضور در این جشن از آلمان به ایران آمده، گفت: «فکر نمی‌کردم امشب اینجا باشم، اما با کمک بچه‌های سینما این اتفاق افتاد و توانستم خودم را برسانم، ولی با دیدن این جمع و صحبت‌های محمود دولت‌آبادی دیگر خستگی در من نماند. خوشحالم توسط کسی تبرئه شدم که از نوجوانی نظرش برایم الگو بوده.

***

یکی همت کند پند ابوالقاسم  را در مورد میانه، اینجا بنویسد. نا گفته نماناد که خودمان بلدیم. البته با تقلب.

***

پروانه:

به کار زمانه میانه گزین 

چو خواهی که یابی ، به داد، آفرین 

 

*** 

 شهرزاد درویش

 

هزینه به اندازه گنج کن
دل از بیشی گنج، بی رنج کن

میانه گزینی بمانی به جای
خردمند خوانند و پاکیزه رای
---
سیم کو میانه گزیند ز کار
بسند آیدش بخشش کردگار

***

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

جانی گیتار Johnny Guitar  (****)

جمعه 28 مرداد ماه سال 1390



جانی گیتار را دیدم. یکی از حسرت های زندگی سینمایی من. تمامی سال هایی که در انتظار دیدنش بودم آهنگ را گوش می دادم و در خیال داستان را مجسسم می کردم. با فضایی که در آن سالهایی که دیگر خیلی از آن روزها دورم از دید تروفو می دیدم. او این فیلم را شعری در سینمای وسترن می دانست. فضا و هفت تیر کشی های قهرمانی که در جای جای فیلم، همه ی تلاش خود را کرد که بگوید، او می خواهد فقط با گیتارش سخن بگوید وبس. آهنگ جانی گیتار را گوش می کردم. آهنگی که بسیار از فیلم مشهور تر شد. ولی این دلیل آن نیست برای سناریوی بی بدیلش که در پایان فیلم با صدای پگی لی هم راه می شود با همان آهنگ مشهور و  نیز فضا سازی های ویژه سینمای وسترن، چهار ستاره به فیلم ندهم..........

تا جایی که حافظه ام اجازه می دهد و دیتاهای IMDB را دیده ام فقط ارنست بورگناین در این میان زنده است و ..........

به نظر من احساسی ترین سکانس این فیلم جایی باشد که جوان کرافورد آهنگ جانی گیتار را که خود از شنیدنش فرار می کرد را با پیانو در بارش می نوازد. باری که به دستور کلانتر، اکنون آن را بسته است................

تا بعد...........

این پست ادامه دارد، تا روزی که چند بار دیگر ببینمش ...............


***

آهنگ را با صدای جاودانه پگی لی بشنوید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

وودی آلن*  (بهترین فیلم)

چهارشنبه 15 تیر ماه سال 1390


می خواهیم بهترین فیلم وودی آلن را انتخاب کنیم. به نظر خودمان.

می توانیدسه فیلم از او را انتخاب کنید. ولی حداکثر  در 55 کلمه، در باره فیلم اولتان هم بنویسید.

یادداشت شما  در ادامه این صفحه خواهد آمد.

از اینجا هم می توانید تقلب کنید.


* این کار جدیدی است که در این جا و از امروز  آغاز کردیم

 

پ.ن. یک 

ولی انگار کار خیلی سختی است

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

پیتر در آغوش همه فرشتگان  (نوستالژی)

شنبه 4 تیر ماه سال 1390


پیتر فالک

1927-2011


من نمی توانم ببینمت. اما می دانم که این جایی. احساس می کنم که این جایی. کاش می توانستم صورتت را ببینم.

چون خیلی چیزها هست که می خواهم به تو بگویم

من دوست تو هستم. Companero

***

آخرین واژه ای که از تو در فیلمی شنیدم. "بهشت بر فراز برلین". ویم وندرس آن را سردوده بود. نمی گویم ساخته بود که، سروده بود.

"من دوست تو هستم. "Companero

امشب همه فرشتگان بهشت، افتخارشان دیدن پیتر فالک است و این که دستشان را به سوی او دراز کنند و بگویند:

Companero

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>