X
تبلیغات
نماشا
رایتل

Prince of Persia (مایک نیوول – 2010)

سه‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 10:00

از زمانی که خبر ساخته شدن Prince of Persia رو شنیدم منتظر بودم ببینم اقتباس هالیوود از این بازی کامپیوتری قدیمی و دوست داشتنی به چه شکل هست. این فیلم، جدای از سوژه، برای ما ایرانی ها اهمیت دوچندانی داره چون بعد از مدتها فیلمی ساخته شده با محوریت یک کاراکتر "مثبت" ایرانی. 

اما متاسفانه باید بگم که فیلم هیچ کدوم از انتظارات منو برآورده نکرد. فیلمنامه ای که از روی بازی نوشته شده، مثل اغلب اینجور فیلم ها، فیلمنامه ایست ضعیف با پرداخت بد. جلوه های ویژه در حد متوسط هست و بازی ها به شدت معمولی. حتی هیچ نماد یا نشانی از تمدن ایران باستان در این فیلم دیده نمی شه؛ نه در طراحی لباس نه در طراحی صحنه. حتی در برخی موارد لباس هایی تن بازیگران کردن که هیچوقت در دربار رسم نبوده.

داستان فیلم دربارۀ "دستان" پسر یتیمی هست از خانواده ای معمولی که بعد از راه پیدا کردن به کاخ پادشاه، باید در برابر دشمنان از یک خنجر جادویی محافظت کنه. خنجری که قابلیت برگردوندن زمان به عقب رو داره...

حالا در این بین دختری هم هست و عموی بدذاتی و برادری و... .

اگر بخاطر علاقه به بازی کامپیوتری بخوایم فیلم رو ببینیم، می خوره تو ذوقمون! اگه بخاطر تماشای فیلمی دربارۀ شکوه ایران باستان بخوایم فیلم رو ببینیم مایوس می شیم... اگر بخاطر جلوه های ویژه یا تصویربرداری خارق العاده، باز هم ناامید خواهیم شد... فقط اگر بخاطر یک ساعت و نیم سرگرمی، بدون سوال، بدون عمیق شدن، بدون هیچ انتظاری به دیدن فیلم بشینیم شاید از فیلم خوشمون بیاد.

به نظر من این فیلم می تونست خیلی بهتر از این باشه و حتی به فیلمی موفق و دنباله دار تبدیل بشه، تنها در صورتیکه کمی بیشتر روی فیلمنامه کار می کردن تا انگیزه های شخصیت ها رو موجه جلوه بدن و کمی بیشتر به شخصیت پردازی توجه می کردن. با وجود این ساخته شدن قسمت دوم چنین فیلمی هم دور از انتظار نیست.

نظرات (2)
سه‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 10:52
پس با این حساب من -خودمو میگم- فقط یک دلیل برای دیدن این فیلم برام می مونه. اونم اینه که نقدش توی فیلمامون اومده. لااقل خودمون ببینمش.
به نظر من اصلن نه توی این فیلم که توی خیلی فیلمای باستانی دیگه ام دکور و وسایل و اینا درست نیستند. ساده ترینش پارچه هاهستند پارچه ها از جمله پرده های حریر اتاق خواب شاه و ملکه کاملن معلومه که با دستگاههای بافندگی امروزی بافته شده اند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا باز مثلا فیلم هایی مثل اسکندر (الیور استون) یا ۳۰۰ (فرانک میلر) فیلم های خوب ژانر تاریخی/حماسی هستن. خود من با اینکه موضوع فیلم ۳۰۰ ضد ایرانی هست (تا حدودی) اما از ساختارش خیلی خوشم میاد.

اما متاسفانه این فیلم ساختار جالب توجهی هم نداره. جالب اینکه از کارگردانش (مایک نیوول) فیلم خیلی خوبی مثل عشق سال های وبا رو دیدیم (سال ۲۰۰۷) و همچنین هری پاتر ۴ (جام آتش). اما از عهده کارگردانی این یکی نتونسته بربیاد.
دوشنبه 14 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 13:30
البته فیلم عشق سال های وبا هم تعریف چندانی نداشت.شاید نظر من این جوری باشه.ولی وقتی نوشته مارکزو با اون فیلم مقایسه میکنم،میبینم لیاقت این تعریف شما رو نداره.بازم میگم نظر و حس من این جوریه شاید واقعیت یه چیز دیگه باشه.در ضمن آقای مهدی بهشت عرض ارادت.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مارکز در برابر فروش رایت ساخت اثر سینمایی از کتاب هاش سال های زیادی مقاومت کرد. اما بالاخره این پیشنهاد رو قبول کرد.

به نظر من کلا فیلم هایی که از روی کتاب ساخته می شن موفقیت چندانی به دست نمیارن. دلیلش هم اینه که وقتی شما کتاب رو می خونی، شخصیت ها، لوکیشن و رنگ ها رو مطابق سلیقه و ذائقه خودت در ذهن شکل می دی... اما وقتی فیلمش رو می بینی در واقع داری تصاویر ذهنی شخص دیگه ای رو مشاهده می کنی که ممکنه با تصاویر ذهنی تو یکسان نباشن.

با این حال بعضی فیلم ها بودن که وقتی دیدم با تصاویر ذهنیم کاملا همخونی داشتن و اگر من می خواستم کتاب رو تصویر کنم نتیجه یکسان می شد: بر باد رفته، ربکا، عصر معصومیت (اسکورسیزی)، سری هری پاتر و همین عشق سال های وبا.

اینطور که روی یکی از سایت ها خوندم (احتمالا روی سایت راجر ابرت)، خود مارکز هم وقتی فیلم رو دید گفت با چیزی که در ذهنش بوده مطابقت داشته.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد