X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

Inland Empire

سه‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 23:14


نمایی از فیلم Inland Empire

میدانید؟ وقتی در جایگاه دیوید لینچ باشید، دیگر هر فیلمی را می توانید بسازید. اگر کسی هم سر در نیاورد، متهم به عدم آشنایی با زبان سینما می شود. متهم که چه عرض کنم. مجرم می شود.

فیلم Inland Empire را تا کنون دو بار دیده ام. یعنی تکه تکه و سکانس به سکانس. نه این که دوبار از اول تا آخر  و یکسره به تماشایش نشسته باشم. بعضی سکانس ها را بیش از دوبار دیده ام. این دیدن ها هم از شمار در رفته. این فیلم را اول به بهانه دیوید لینچ و دوم به بهانه جرومی آیرونز دیدم. هرچند نقش جرومی هنوز برایم جا نیافتاده و این که در این فیلم چه کرده که من ندیده ام. چرا که  نقش وی تا کنون برایم ناشناخته مانده است. چونان حدود شاید شصت درصد فیلم. جرومی از آن دسته هنرپیشگانی نیست که نقشی را در فیلمی بپذیرد که از هر کس دیگری هم بر می آید. مگر این که خواسته باشد در روزمه اش، کار با  دیویدلینچ هم بیاید.

***

به یک هنرپیشه زن -Laura Dern - بازی در فیلمی پیشنهاد می شود. او در آغاز کار با این مساله مواجه می شود که  ساخت این فیلم قبلن هم  استارتی خورده است ولی به دلیل به قتل رسیدن هنرپیشگان نقش اول مرد و زن نیمه تمام مانده است.

در فیلم هم هنرپیشه زن را می بینیم در زندگی شخصی خود، هم در فیلم، هم شاهد نماهایی از فیلمی که قبلن ساخته شده هستیم. تشخیص این که کدام یک از این نماها فیلم و کدامیک در جهان واقع اتفاق می افتد، افتاده، چونان زدن درهای بسته ای در کوچه هایی بن بست است.

سکانس هایی را شاهدیم که در زمان های مختلف اتفاق می افتند و به نظر کاملن آبستره هستند. ولی درست در جایی که اصلن منتظرش نیستیم کامل می شوند. با سکانس هایی که گویی دو روز بعد اتفاق افتاده اند. یا دیروز.

این جمله را در اول فیلم و در دیدار آشنایی لورا درن که در دو نقش سوزان و نیکی ظاهر شده با همسایه جدیدش می شنویم. همسایه ای که در دیدار ناخوشایندی، سو یا نیکی را با آنچه که قرار است در پیرامونش به وقوع به پیوندد آشنا می کند. 

 ***

به دلیل بی توجهی من به نام فیلم، و در نظر گرفتن Inside به جای Inland آن را امپراتور درون ترجمه کرده بودم که با توضیح دوستی در کامنت ها، همان نام اصلی نوشتم. یعنی معمایی به معماهای دیگر اضافه شد.

تا بعد.

***

در همین جا قبلن شاهد پست های زیر در مورد این فیلم بوده ایم

Inland Empire نوشته حسام دهقانی

Inland Empire نوشته رهام اطمینان

پاسخ به یک سئوال در مورد نقد فیلم از رهام اطمینان


نظرات (6)
چهارشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:30
سلام
شرمنده اما باید خدمتتون عرض کنم که "امپراطوری درون" یه ترجمه کملا اشتباست.
Inland Impire نام مکان و محلی در حوالی لس آنجلسه که نام فیلم هم به اونجا اشاره داره.
(برای اطمینان کافیه به trivia فیلم در IMDB مراجعه کنین )
من یک بارسعی کردم فیلم را کامل ببینم اما از تواناییم خارج بود.حالا قصد دارم دوباره تلاش کنم..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون. درستش میکنم. نیازی به دادن اطمینان بیشتر به من هم نداشتید.
اشتباه از اونجا ناشی شد که اصلن به این اسم دقت نکردم. و بعد از دیدن فیلم دیگه توجهی هم به این نداشتم که اصل مطلب چیه. و همه اش به جای Inland من Inside میدیدم. با این توجیه اسم میتونه درست باشه. ولی با توجه به این قضیه فیلم سخت تر میشه. چرا که فیلم های کسی مثل دیوید لینچ حتا اسمش هم معنا داره.
سه‌شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 04:09
سلام
نمی دونم اینم مث بقیه ی حقایق جهانه که اکثرا تلخ هستن و تغییر ناپذیر یا نه...این که وبلاگی با این کیفیت خوب و قابل تامل وجود داره و یه انسان مث همه ی ما با دغدغه هایی از جنس ما شاید هم سخت تر از وقت خودش مایه می ذاره که ما رو از تجربه ها و تفکراتش در مورد یک فیلم با خبر کنه اما وقتی قسمت نظرات رو میبینی حتی تعدادشون ۲ رقمی هم نیست...دوست عزیز وبلاگ با کیفیت و تخصصی داری و من سعی میکنم که با دقت نوشته هایت را بخوانم امیدوارم ماهی یک بار هم که شده هر چند کوتاه بنویسی و دلسرد نشوی بیشتر هم برای خودت تبلیغات کن چون دیده شدن در دنیای وب اهمیت فوق العاده ای دارد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
غمی نیست. این ها اگر بمانند و بلاگ اسکای عمرش پایدار باشد بعد ها و به تناوب کسانی به سراغ این نوشته ها می آیند و می خوانند. همان هم برای من بس است.
ممنون از لطف شما.
چهارشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 15:00
دوست عزیزی که در مورد بخش نظرات گفتن.شاید حق داشته باشن.ولی این دلیل نمیشه وبلاگ بیننده ای نداره.من خودم چند ماهه مرتب به وبلاگ سر میزنم.گاهی نظر هم میگذارم،همیشه به این آمار سمت راست که نگاه میکنم میبینم آمار بازدید کننده ها چه روند رو به رشدی داشته.'گرچه اگه مخاطب های وبلاگ همت بکنند و وقتی میان نظر بگذارند،هم وبلاگ پویاتر میشه هم بحث ها گرم تر میشه،ما هم بیشتر یاد میگیریم.حالا شما که همت میکنید و نظر میگذارید،ما هم نظر بگذاریم،هادی خان هم نظر بگذاره،بقیه دوستانی که واسه مطالب قبلی نظر میگذاشتند،به کارشون ادامه بدن،خیلی خوب میشه.به خصوص که من خودم تا حالا کمتر وبلاگی رو دیدم که نویسنده اش این قدر با حوصله به مخاطب ها تو بخش نظرات جواب بده.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وبلاگ نویس اگر نظراتش زیاد نباشد جوابهایش مفصل می شود. بهرحال هر کسی یک مقدار وقت برای این کار دارد. ولی خیلی از وبلاگها هم کامنتایی دارند که من هم گاهی دارم که اصلن تایید نمی کنم.
کسانی که اصلن نمی شناسم و ارتباطی با آنها ندارم کامنت می گذارند که:
بروزم بیا.
آپیدم سر بزن.
جیگر بود. منم آپم.
وبلاگ خوبی داری، تگ ما را توی وبلاگت بگذار بازدید کننده ات زیاد بشه.
.....
ولی در مورد مطالبی مانند همین فیلم من خودم واقعن مشکل دارم. دوست دارم که بینندگان بروند و ببینند و بیایند و مشکل مرا حل کنند. و بعدش شریکی یک شرحی بر آن بنویسیم. می ترسم بمیرم و سر از کار این فیلم در نیاورم.
چهارشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 17:10
من یکبار قبلا در همین وبلاگ درباره این فیلم نوشته بودم و اونموقع هم گفتم که ازش هیچی سر درنیاوردم. اینکه کلا چه اتفاقاتی داره میفته مشخصه اما اینکه معنی تمام این داستان ها چیه رو هنوز کشف نکردم.
درباره اسم فیلم هم نکته جالبی بود که هادی گفت. با این حساب این فیلم هم اسمی داره مثل جاده مالهالند که نام مکانیه اطراف لوس آنجلس. جایی مثل دربند یا درکه ما.
درباره این منطقه (اینلند امپایر) هم کمی مطلب خوندم و متوجه شدم منطقه ای هست که تعدادی از استودیوهای تلویزیونی و سینمایی در اونجا واقع شدن! همین!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من فکر می کنم اصلن دیوید لوس انجلسیه. شایدم داره عین لوسی آنجلسی های دیگه ای که میشناسیم و عمرن از دیوید و لینچ و ..... اینا سر در نمیارن فیلمسازی میکنه. ولی در این که کسی در قد و قواره دیوید حتا اسم فیلماشم مساله داره که شکی نیست.
ولی خودت اگه توی هالیوود بودی دیوید و غلفتی غورت میدادی. دیوید کیه؟ هنوز روی زمین سفت نشاشیده.
انگاری پاسخم بعد از نیمه شبی شد.
بیا و یک فیلمی بساز که من و یک دوستم به اسم دارا توش باشیم که دیوید بره جلو بوق بزنه. با این فیلماش. اینم شد فیلم؟
ولی خودمونیم تا اطلاع ثانوی علی الحساب سر کارم.
چهارشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 19:12
من هم شما را میخوانم اما خوب کامنتی نمیگذارم چون فکر میکنم اطلاعاتم در حد شما نیست .خیلی وقت هم هست که فیلم درست و حسابی ندیدم.ممنون.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون. منم اطلاعات چندانی ندارم. اگه داشتم توی این فیلم نمی موندم.
سر میزنم بهتون.
سه‌شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 16:59
سلام .
یه سری هم به من برن .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد