ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
وقتی این فیلمو گرفتم با شور و شوق زیادی نشستم که ببینمش. تعریف های زیادی ازش شنیده بودم و می دونستم از فیلم های مطرح جشنواره های مختلف امسال خواهد بود.
از سبک کار برادران کوئن خوشم میاد و فیلماشونو دوست دارم. به نظر من فارگو یکی از بهترین فیلم هایی بوده که تابحال دیده ام. بین این فیلم و فارگو شباهت هایی دیده می شه، از خط اصلی داستان گرفته تا نوع بازی ها و فرم ساختاری:
"در بیابان های تگزاس یک شکارچی (جاش برولین) بطور اتفاقی به یک صحنۀ جنایت برخورد می کند که در آن چندین جنازه، مقدار زیادی مواد مخدر و چند میلیون دلار پول وسط بیابان رها شده. او پول ها را برمی دارد و به خانه می برد، غافل از آنکه یک آدمکش خونسرد (خاویر باردم) در تعقیب او و یک پلیس پیر (تامی لی جونز) در تعقیب هر دو است..."
فیلم شروع خوبی داره و اصطلاحاً بیننده رو با یه مشت محکم روی صندلی می شونه. بدنۀ فیلم که بیشتر تعقیب و گریز شکارچی و قاتل هست هم تا حد زیادی موفق از کار دراومده (خصوصاً نحوۀ کشته شدن آدم ها با اون اسلحۀ عجیب و غریبی که دست قاتله). پایان فیلم به شدت غافلگیر کننده اس؛ غافلگیرکننده نه به دلیل چرخش داستانی خاص بلکه به دلیل پایان ناگهانی فیلم! در واقع فیلم درست جایی تموم می شه که به هیچ وجه انتظار تموم شدنش رو نداریم!
یکی از منتقدین معروف آمریکایی معتقده اینجور فیلم ها در مقاطع زمانی خاص و برای هدایت غیرمحسوس احساسات آمریکایی ها ساخته می شه. این منتقد این فیلم رو با "سکوت بره ها" مقایسه کرده که اون هم درست در بحبحۀ جنگ خلیج فارس ساخته شده بود. البته من این نظر رو قبول ندارم، چون اگه به فیلم های ساخته شده از سال ۹۲ تا ۲۰۰۷ نگاه کنیم می بینیم ده ها فیلم با این مضمون ساخته و نمایش داده شدن.
بازی خاویر باردم خوبه، اما فکر نمی کنم (اینجور که بعضی منتقدین اعتقاد دارن) یک شاهکار باشه. جنس بازی باردم شبیه هیچ کسی نیست و از هیچ کس کپی برداری نکرده و به نظر من همین موضوع دلیل برجسته جلوه دادن کارش شده.
فیلم پر از نکات ظریفه. مثلاً در یکی از صحنه های پایانی فیلم، جایی که این قاتل خونسرد سراغ یکی از طعمه هاش میره، بهش می گه:
- شیر یا خط میندازیم، اگه درست گفته باشی نمی کشمت.
- تو خودت تصمیم می گیری که منو بکشی یا نه... نه اون سکه.
نما قطع می شه به در خونه که قاتل ازش بیرون میاد. یه نگاه سریع به کفشهاش می ندازه (مطمئناً برای چک کردن اینکه لکه های خون روش نمونده باشه) و از کادر خارج می شه. دو تا پسربچه سوار بر دوچرخه از مقابل دوربین رد می شن که در سکانس بعدی یه نقش کلیدی رو ایفا می کنن.
همونطور که می شه حدس زد، فیلمبرداری در لوکیشن های کویری جلوۀ خاصی به فیلم داده و در موسیقی از ملودی های تک ضرب (گیتار) استفاده شده.
در مجموع به نظر من فیلم خیلی خوبیه، اما نه اونقدر که منتقدین آمریکایی بهش امتیاز داده ان.
یعنی دستم رفت روش ولی به جاش the legend از ویل اسمیتو گرفتم و خیلیم راضیم :-)
فکر می کنما منظورت I Am The Legend بوده. این فیلم هم اتفاقا در ژانر خودش از فیلم های خیلی خوب امساله. امیدوارم یکی از اعضاء درباره اش بنویسه.
من فیلم را ندیده ام. در واقع این طور که نوشتی یک جورایی وسترنه. با تو در مورد نظرات منتقدین هم موافقم. اگر این گونه بخواهیم برداشت کنیم تمام کارهای هالیوود نقشه است و هیچ فیلمی رو نباید نگاه کرد. البته تک و توک میشه مثال هایی زد ولی رویهم رفته خودم با این دید به فیلم نگاه نمی کنم.
در ضمن خودتم که خیلی بهش ستاره دادی. یعنی منتقدین آمریکایی چند تا داده بودن؟
من هشت و نیم دادم. فکر می کنم منتقدان بالای ۹ بهش داده باشن.
فیلم خیلی خوبیه .
از نظر حال به هم زنی درجه یکه. یعنی کفر آدمو در میاره.
مثل این قاتل بیرحم وخونسرد که برا یک چمدون پول به راحتی دست به جنایت می زنند ، به اشکال مختلف این روزها زیاد داریم.
انگلیسی خوبی ندارم زیر نویس هم نداشت. باید متن فارسیشو پیدا کنم و یک بار دیگه فیلم رو ببینم تا بیشتر حالم به هم بخوره..
فیلمی است که با وجود تلخی و خشونت بیش از اندازه اش که تنها میتواند به پای روانی بودن این قاتل حرفه ای گذاشته شود فضای یکدست ودلهره اور را تا به اخر به خوبی حفظ میکند و داستان را بسیار روان به پیش میبرد .ایجاز و القای مطلب در کمترین زمان و بدون نیاز به تو ضیحات این و ان پرسوناژ حرف اول را در فیلم میزند . فیلم معروف < در کمال خونسردی > را به یاد می اورد.
فیلمش حرف نداره!!!!!عالی
امتیازه منتقدین هم کاملا به جاست