باربد طاهری
۱۳۲۱-۱۳۸۹
باربد طاهری فیلمبردار و تهیهکننده سینما ۱۷اردیبهشت در بیمارستانی در سن حوزه در شمال کالیفرنیا در گذشت. باربد طاهری متولد ۱۳۲۱ در آبادان، کارش را در سینما با تهیهکنندگی فیلم خداحافظ رفیق به کارگردانی امیر نادری آغاز کرد و در ادامه ضمن تهیه فیلم رگبار بهرام بیضایی به عنوان فیلمبردار نیز فعالیت خود را در سینمای ایران ادامه داد. تهیهکنندگی فیلمهای خدا حافظ رفیق، زیر پوست شب، سمک عیار، خانه قمر خانم و فیلم سقوط ۵۷ که درباره مبارزات مردمی و سقوظ رژیم شاه است، از دیگر فعالیت های باربد طاهری پیش از انقلاب بود. وی بعد از انقلاب، ایران را به مقصد آمریکار ترک کرد و روز گذشته در سن ۶۸ سالگی دارفانی را وداع گفت.
حامد سلطانی
الناز امیری - ترانه مهدی بهشت
مهدی آروم
الناز امیری
حسام دهقانی و سایر دست اندرکاران فیلم
نماهایی از فیلم را اینجا گذاشتم. شرح داستان و تتمه عکسها را توی لینک های زیر ببینید.
یک درجه لعنتی روز اول، دوم، سوم، چهارم
فیلمی که حسام دهقانی داره می سازد..
نعمت هم برفت.
نعمت حقیقی، فیلم بردار مطرح ترین ساخته های سینما گران پیشرو ایران.
داش آکل، بلوچ، دشنه، چشمه، تنگسیر، نفرین، خاک، شازده احتجاب، گوزنها، غزل، ناصرالدین شاه آکتور سینما،...................
عکس را هم از اینجا برداشتیم.
Albert Camus
1913-1960
این روزها من در خط بیگانه آلبر کامو کار می کنم*. زمانی خیلی دور، آنگاه که یوسف آباد هنوز دریا بود و در میدان فاطمی دایناسور راه می رفت، من انگار فیلمی دیدم از این کتاب بیگانه، نوشته آلبر کامو. توی هیچ جا اثری از آن ندیدم. شاید هم خواب دیده ام.
بهرحال عسکی از او را در اینترنت پیدا کردم و این جا گذاشتم. فکر می کنم از نقطه نظر سینمایی، آلبرکامو، چهره آرتیستیکی برای یک روشنفکر زمان خود بود.
بگذریم. دردم را دوباره بگویم. یعنی بپرسم:
کسی فیلمی از این کتاب سراغ دارد؟ بهتر است همان نسخه ای باشه که خودم دیده ام. لطفن.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را؟
---
***
پ.ن.
توی لوپ نیافتید. یک هو.
اگر از دیدن فیلمهای هنری خسته شده اید؟
اگر آرامش فضای فیلمهای رومانتیک حالتان را بههم میزند؟
اگر به سکانس هایی مانند فرار جیمزباند از دست تعقیب کنندگان علاقه مند هستید؟
اگر علاقمند سوار شدن به کشتی نوح هستید؟
اگر می خواهید در نمایی مانند عکس بالا گرفتار شوید ولی نجات یابید؟
اگر .....
و........ اگر به نظرتان دروغ حناق است؟
2012 را ببینید.
آفیش شصت و سومین جشنواره جهانی فیلم کان
12-23 Mai 2010
رونوشت برابر اصل ساخته عباس کیارستمی و بازی ژولیت پینوش کاندایدای نخل طلای این دوره جشنواره است. کان همچنین از جعفر پناهی سینماگر خوب و صاحب نام ایرانی، به عنوان مهمان ویژه دعوت به عمل آورده است. ایشان در حال حاضر در زندان جمهوری اسلامی به سر می برند.
نام نیکیتا میخالکف کارگردان جوان اتحاد جماهیر شوروی (که در تصویر همراه همسرش تاتیانا دیده میشود) برای سینما روهای پیگیر ما نامی آشناست. وی سال گذشته با فیلم "برده عشق" خود جایزه بهترین کارگردان را بدست آورد. وحالا نماینده اتحاد جماهیر شوروی در هیات داوران ششمین جشنواره جهانی فیلم تهران است.
وی با شرکت در فیلمهای "من در اطراف مسکو گردش میکنم"، "ندای نسلها"، "محفل نجیبزادگان"، "سرودی در باره مانشوک" و "چادر قرمز" تحسین فراوانی برانگیخت.
میخالکف در مدرسه تئاتری "شوکین" دوره هنرپیشگی دید و سپس از انستیتوی سینماتوگرافی دولتی شوروی (استودیوی میخاییل روم) در رشته کارگردانی فیلم فارغ التحصیل شد. او برای اخذ دیپلم خود فیلمی کوتاه به نام "یک روز آرام در پایان جنگ" در استودیوهای "موسفیلم" ساخت.
"آرامش در حضور بیگانگان" نخستین فیلم بلندی است که میخالکوف ساخت. او سناریوی این فیلم را با همکاری یک سناریو نویس جوان ولی با تجربه به نام "ادوارد ولودارسکی" نوشته بود. این فیلم از ظرافت، اصالت و مهارت خاصی برخوردار است و میخالکوف با روش ویژه خودش با وقایعی که فیلمسازان دیگر تصویر کرده اند روبرو میشود.
خود میخالکف در نقش "بریلوف" که یک رهبر آنارشسیت است ظاهر میشود و به نحوی درخشان از عهده ایفای این نقش بر میآید. این تنوع استعدادها و علائق در مورد میخالکف یک امر تصادفی نیست. او نتیجه "واسیلی سوریکوف" نقاش بزرگ روس، نوه "پیوتر کونچالووسکی" نقاش برجسته شوروی" پسر "سرگئی میخالکف" شاعر و نمایشنامه نویس معروف و "ناتالیا کونچالووسکایا" نویسنده و مترجم و کوچکترین برادر "آندرهی میخالکف" فیلمساز شهیر شوروی است. کوچکترین عضو این خاندان به خوبی توانسته است لیاقت و شایستگی خود را به اثبات برساند.
"برده عشق" ساخته "نیکیتا میخالکف" لحنی ملودراماتیک دارد و تلاقی دنیای ساده فیلمهای صامت را با واقعیت گزنده و وقایع انقلابی سال 1918 نشان میدهد. و موفقیتش ثابت کرد که توفیق اثر نخست او بر حسب تصادف نبوده و وی یک فیلمساز خلاق است. "پیانو کوکی" آخرین اثرش نیز بسان "برده عشق" یک فیلم درخشان بوده و اگر فیلمش به موقع به تهران برسد، برای تماشاگران علاقمند به نمایش در خواهد آمد.
***
متن و تصویر از:
بولتن روزانه ششمین جشنواره جهانی فیلم تهران، شماره 3، جمعه 27 آبان 1356
سال گذشته به مناسبت نوروز، یک هفت سین آرتیستی داشتیم. سال پیش از آن هم یک هفت سین فیلمی.
امسال هیچ هفت سین دیگری به عقلمان نرسید که هم خوانی با فیلم داشته باشد. بنابراین از آن جا که تمام سال گذشته مان بیشتر به دیدن مستند گذشت و فیلم داستانی کمتردیدیم، سخت نگرفته و تنها سینی که در ذهنمان بود را این جا گذاشتیم.
نوروزتان پیروز
بهارسبزتان خرم باد
نیویورک تایمز نوشت:
در خواست عباس کیارستمی از حکومت بر آزادی جعفر پناهی ومحمد رسول اف.
نامه این فیلم ساز بین المللی به حاکمان ایران بدین شرح میباشد:
**آرزوی محال**
ادامه مطلب ...بی مقدمه، کاندیداهای خودمان را برای دریافت جایزه اسکار معرفی می کنیم. لازم به یاد آوری است ما در جایگاه یکی از ژوریا فقط توانستیم چهار فیلم را ببینیم. البته همین چهار فیلم هم برایمان فرستاده شده بود. نه این که کلاس بگذاریم و بگویم که همه فیلم ها را برایمان فرستاده بودند. نه.
فیلم اینگلوریسبسترز که خارجیش می شود Inglorious Bastards کاندیدای دریاف هشت اسکار است. تمام هشت انتخابمان را به این می دهیم. نوش جان و حلالش باشد عین شیرمادر. در رشته های:
Best Achievement in Cinematography
Robert Richardson
Best Achievement in Directing
Quentin Tarantino
Best Achievement in Editing
Best Achievement in Sound
Michael Minkler
Tony Lamberti
Mark Ulano
Best Achievement in Sound Editing
Wylie Stateman
Best Motion Picture of the Year
Lawrence Bender
Best Performance by an Actor in a Supporting Role
Christoph Waltz
Best Writing, Screenplay Written Directly for the Screen
Quentin Tarantino
پ.ن.
بازی تمام شد. اینجا نتایج را ببینید. ما که زوم کرده بودیم روی فیلم تارانتینو، و بیشتر از خود کویینتین دلواپس بودیم، از نگرفتن اسکار های فیلم نامه و کارگردانی خیلی متاسف شدیم. از همان وقت هم کینه هرت لاکردار را در دل گرفتیم. این فیلم هرت لاکردار که ایمیل یکی از تهیه کنندهایش به ژوریا برای پارتی بازی، به نظر می رسید که تاثیر منفی در آن ها ایجاد کرده باشد و نتایج را به سود فیلم های دیگر عوض کند، نکرد. احتمالن این ایمیل حاوی پیشنهادهای وسوسه انگیزی بوده و آن ها هم که شب عید و خرجی و اینا داشتن و اهریمن لذات نفسانی بهشان غلبه کرده و ...........
کوینتین تارانتینو، کریستف والتس و ساندرا بولاک
Inglorious Bastards آخرین فیلم کوینتین تارانتینو است با ساختاری چون Kill Bill ولی ملموستر و در نتیجه خشن تر. داستان فیلم در زمان جنگ جهانی دوم و از سال 1941 تا 1944 را در بر میگیرد. در فرانسه اشغال شده توسط آلمان نازی. البته فیلم، تاریخ، آنچنان که اتفاق افتاد نیست، بلکه تاریخ است، آنچنان که تارانتینو دوست داشت اتفاق بیافتد. کاری که از هر فیلم سازی انتظار میرود. مگر این که خواسته باشد گونه ای مستند سازی کند وگرنه، چاپلین هم دیکتاتور بزرگ را بر مبنای آنچه که در جنگ جهانی و بر مردم دور از جبهه گذشت را به تصویر کشید ولی به سهم خود دخل و تصرفاتی را که دوست میداشت در تاریخ کرد. در هنگام پایان هر دو فیلم هم حس میکنی تصویری درست از فجایع آن دوران را دیدهای و این حس، خیلی هم دور از واقعیت نیست.
بروید فیلم را ببینید. فیلمهای کوینتین را ببینید. این کارگردان از جمله فیلمسازانی است که بسیاری از فیلم هایش به قول دوستداران سینما یک حادثه است. از جمله همین یکی.
نام فارسی روانی برای فیلم پیشنهاد نشده است. آن را به همین نام می خوانیم. "IB" کاندیدای دریافت هشت جایزه اسکار است. که در سه بخش زیر شایستگی گرفتن آن ها را دارد:
یک: بهترین فیلم نامه غیر اقتباسی. کوینتین تارانتینو Quentin Tarantino
دو: بهترین بازیگر نقش دوم مرد. کریستف والتس Christof Waltz
سه: بهترین کارگردانی. کوینتین تارانتینو
چهار: بهترین فیلم، کوینتین تارانتینو. البته بعد از مشورت با یکی از اعضای ژوری اسکار یعنی حسام، که کلیه فیلم های امسال برایش ارسال شده است.
از کریستف والتس اتریشی بگویم که پدیده کشف شدهای است در عالم سینما. بازی او در "IB" یکی از بهترین بازیهایی است که در تمام طول عمرم از یک هنرپیشه دیده ام. به یاد ماندنی تر از "خاویر باردم" در "جایی برای پیرمردها نیست". کریستف والتس آنقدر بازی زیبایی ارائه میدهد که شاید این گونه به نظر برسد که این بهترین بازی طول کار سینماییش باشد، تارانتینو بهترین فرم او را یافته و به نمایش گذاشته است. بعد از این فیلم، در گیر چند پروژه دیگر هالیوودی شده است. بازی های دیگر او نشان خواهد داد که این پیش بینی تا چه حد به واقعیت نزدیک است.
فیلم هر شب تنهایی را امشب دیدیم. با ترانه و در شهرفرنگ.
انگیزه دیدن آن هم، حضور خانم لیلا حاتمی بود. بانوی سینمای امروز ایران. نام هنرمندان مردمی کشورمان بر هر بنر و سردر سینمایی، ما را وادار به دیدن فیلم می کند. گیرم بعد از اکران و در سینمای خانه خودمان.
***
پ.ن.
سینمای خودمان گفتیم و کباب شدیم. درایور سینمای ما یک سامسونگ مدل HT-TX25 ه. حدود دوسالی عمر کرده. با این که صد تا فیلمم باهاش ندیدیم ولی دو بار تا حالا خراب شده. سعی کنید این مدل رو نخرید.