X
تبلیغات
نماشا
رایتل

ماجرای اکران فیلم ها در سینمای ایران

پنج‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 22:32

یکی از جالبترین اتفاقات حوزۀ سینمای ما، جریان اکران فیلم هاست. یک فیلم برای ساخته شدن و نمایش، باید  مراحل بسیار زیادی رو بگذرونه و از مراحل قانونی مختلفی عبور کنه:

تصویب فیلمنامه، جذب سرمایه، تایید تهیه کننده، تایید کارگردان و بازیگران فیلم، دریافت پروانۀ ساخت، عبور از ممیزی های سختگیرانۀ وزارت ارشاد، دریافت پروانه نمایش و در نهایت دریافت حواله اکران.

فکر کنید یک فیلم تمام این مراحل رو طی کرده و تونسته از هفت خوان سینمای ایران عبور کنه و بالاخره رنگ پردۀ سینما رو به خودش ببینه. اما چند هفته پس از شروع نمایش فیلم، به رغم طی شدن تمام مراحل قانونی، "عده ای" به محتوای فیلم اعتراض می کنن و اون رو در تضاد با "ارزش ها" می دونن... .

اینکه این "عده" از چه قشری هستن یک مساله اس و این که "ارزش ها" در بین افراد و گروه های مختلف متفاوت هست هم یک طرف. اما، متاسفانه، در نهایت این "عده" هستن که موفق میشن حرفشون رو به کرسی بنشونن و کاری کنن که وزارت ارشاد (که خودش تمام مجوزها رو صادر کرده و در تمام مراحل تولید نظارت داشته) دستور پایین کشیدن فیلم از پرده سینماها رو صادر کنه... .

"گشت ارشاد" و "زندگی خصوصی" دو فیلمی بودند که نوروز امسال به نمایش دراومدن و پس از مدت کوتاهی توقیف شدند. هر دو فیلم رو هفتۀ گذشته دیدم. "گشت ارشاد" که مجوز پخش نمایش خانگی رو دریافت کرد و به بازار اومد و "زندگی خصوصی" هم به شکل کپی غیرقانونی دست به دست می چرخه.

جالب اینکه گروه سازندۀ "گشت ارشاد" تمام صحنه هایی که به دستور وزارت ارشاد حذف شد تا مجوز پخش از نمایش خانگی رو بگیره رو در بخش "موارد جانبی" dvd فیلم قرار دادن که میشه تماشا کرد! همین مساله باعث شد وزارت ارشاد دوباره دستور جمع شدن نسخه های پخش شده در سوپرمارکت ها رو بده... که البته این بازی همچنان ادامه دارد!

اخیراً هم حوزۀ هنری بعضی فیلم ها رو در لیست سیاه خودش قرار داده و از اکران اونها در سینماهاش خودداری می کنه... یعنی کاری به موازات (یا شاید باید بگوییم در امتداد) کار ادارۀ نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد رو انجام می ده. متاسفانه چیزی در حدود نیمی از سینماهای کشور هم متعلق به حوزۀ هنری هستند که این موضوع برگشت سرمایه رو برای تهیه کننده و گروه سازنده با مشکلات جدی روبرو می کنه... .

من قصد داشتم دربارۀ خود این دو فیلم بنویسم اما این مقدمه انقدر طولانی شد که شاید بهتر باشه نقد خود فیلم ها رو به پست های آینده موکول کنم.

نظرات (3)
یکشنبه 16 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 23:17
ناصرالدین شاه مرحوم یک جمله ای داشت که باید با حروف طلا بر دروازه های شهر تهران که سهل است بلکه بر دروازه های ولایت ایران هم بنویسند. و آن این که:
ما همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید.
گشت ارشاد به نظر من سربالاترین تفی بود که می شد بر سر این گشت های ارشاد انداخت.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این جملۀ ناصرالدین شاه تقریباً برای هر آنچه در طول روز باهاش سر و کار داریم مصداق داره! یک جمله گفته، اما چی گفته لامصب!!!

من اصلاً قصد داشتم دو تا پست بنویسم، یکی دربارۀ گشت ارشاد و اونو اینجا آپ کنم و یکی دربارۀ فیلم خصوصی برای وبلاگ خودم. شروع کردم به نوشتن و یکهو دیدم ماجرا اکران این دو فیلم خودش شد یک پست! برای همین گفتم دربارۀ اونها تو پست های مجزایی بنویسم... که به زودی هم این کار رو می کنم.
جمعه 21 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 06:53
دروووود
همه اینها که گفتید حقایق خیلی تلخی بودند که همه امیدوارند یک روزی درست شوند... گشت ارشاد رو دیدم و اما متاسفانه خصوصی رو هنوز... امیدوارم قبل از نوشتن نقدتون موفق به دیدنش بشم

+ای ول * به جمله ناصرالدین شاه!

* همون لایک امروزی ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شخصا بعید می دونم این سیستم هیچوقت درست بشه، چون از پایه و اساس ایراد داره.
یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 00:44
من به این داستان تلخ خیلی فکر می کنم . بارها و بسیار !!
همیشه یک سوال بشدت تکراری دارم : چقدر علاقه یا انگیزه لازمه که کسی با این شرایط هنوز و همچنان ادامه بده ؟ گاهی هم فکر می کنم همه ی ما آدمهایی هستیم که روزی فقط یک قطره زهر می خوریم .. روزی یک قطره زهر هیچکدوم از ماهارو نمی کشه اما دائم مسموم هستیم و البته مرگ هم خو اهد رسید ! فیلمسازها هم روزی یک یا دو قطره سم می خورن . فوقش گاهی سه قطره ............. !!!!!!!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فیلمسازها که صبح به صبح یه لیوان زهر میل می کنن بعد از خونه میرن بیرون!!!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد